فنک پوش

لغت نامه دهخدا

فنک پوش. [ ف َ ن َ ] ( نف مرکب ) آنکه جامه از پوست فنک به تن دارد. فنک پوشنده. فنک پوشیده:
چو درویشی، به درویشان نظر به کن که جرم خود
به عوری کرد عوران را فنک پوش زمستانی.خاقانی.صبح فنک پوش را ابر زره در قبا
برده کلاه زرش قندز شب را ز تاب.خاقانی.هند و خزرش دو حلقه در گوش
آن قندزدار و این فنک پوش.خاقانی ( تحفةالعراقین ).

فرهنگ عمید

آن که پوششی از پوست فنک بر تن دارد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه پوست فنک بر تن کند: هندوخزرش دو حلقه در گوش این قندزادر و آن فنک پوش. ( تحفه العراقین ۱۴۳ )

جمله سازی با فنک پوش

💡 توهمی شیر گیر و خصم تو گور تو فنک پوش و دشمن تو کفن

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز