درشهری

لغت نامه دهخدا

درشهری. [ دَرِ ش َ ] ( ص نسبی ) زبان درشهری در شاهد ذیل از «مزارات کرمان » ظاهراً به معنی زبان اطراف شهر و زبانی که در خارج شهر ( بر طبق کتاب مزارات ظاهراً شهر کرمان )بدان تکلم می کردند بکار رفته است: آواز بابا از بن گنبد او به مولانا رسیده که می گفته اند به زبان درشهری: بشو بشو لولکی نی. ( مزارات کرمان ص 40 ).

فرهنگ فارسی

زبان درشهری در شاهد ذیل از مزارات کرمان ظاهرا به معنی زبان اطراف شهر و زبانی که در خارج شهر بدان تکلم می کردند بکار رفته است

جمله سازی با درشهری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درشهری ویرانه ازجنگ دونوجوان به همراه تعدادی از اهالی به کار جمع‌آوری و فروش ضایعات جنگی مشغولند. آنها تفنگهای فرسوده، پوکه‌های خالی، فشنگ و تانکهای اسقاطی رادریک گاراژ به فروش می‌رسانند واز این راه زندگی می‌کنند.

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز