دردیر

لغت نامه دهخدا

دردیر.[ دَ ] ( اِخ ) احمدبن محمدبن احمد عدوی، مکنّی به ابوالبرکات و مشهور به دردیر. از فاضلان و فقیهان مالکی مذهب مصر که در سال 1127 هَ. ق. در عَدّی مصر متولد شد و در سال 1201 هَ. ق. در قاهره درگذشت. او راست: اقرب المسالک لمذهب الامام مالک، منح القدیر در شرح مختصر خلیل، تحفةالاخوان فی علم البیان. ( از الاعلام زرکلی ج 1 ص 232 از فهرس دارالکتب و المکتبة الازهریة ).

جمله سازی با دردیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه در کعبه چه دردیر و خرابات ترا جویا ترا اندر سراغم

💡 ابوبکر صدیق گفت کی بهترین همه خلق پس پیغامبران رضی اللّه عنهم اجمین: طوبی لمن مات فی النانات یعنی چون نیکو و خوش و خنک و سعادت روزگار او که با ابتداء ارادت با جوار صحبت و تازگی و صفای وقت برود از دنیا کی دردیر درنگی تغییر احوال می‌افتد، و در صفا کدر می‌آمیزد:

💡 به سویش گرنظرداری چه دردیر و چه در مسجد به کویش گر گذرآری چه با شیخ و چه با برنا

💡 ندانم به سربود او را چه شور که گه بود دردیر و گه درتنور

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز