درج کردن

لغت نامه دهخدا

درج کردن. [ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیچیدن. تا کردن. || جمع نمودن. فراهم آوردن. ( ناظم الاطباء ):
دخلی که به عقل درج کردم
در زیور او بخرج کردم.نظامی.سخن باید به دانش درج کردن
چو در سنجیدن آنگه خرج کردن.نظامی.چندانکه کند بروز او خرج
دوران نکند بسالها درج.نظامی.به شادی شغل عالم درج می کن
خراجش میستان و خرج می کن.نظامی. || نگاه داشتن. حفظ کردن. || فهمیدن. || شامل کردن. گنجانیدن. ( ناظم الاطباء ). ثبت و ضبط کردن. در خلال چیزی گنجانیدن. ضمن چیزی آوردن. مندرج ساختن. گنجانیدن. و نوشتن مطلبی در کتاب یا رساله و مانند آن: اگر شمه ای از احوال او درج کرده شود، دراز گردد. ( کلیله و دمنه ).
آهی به شکنجه درج می کرد
عمری به امید خرج می کرد.نظامی.چو بتوان راستی را درج کردن
دروغی را چه باید خرج کردن.نظامی.هم از خبث نوعی در آن درج کرد
که ناچار فریاد خیزد ز درد.سعدی.کلمه ای چند بطریق اختصار از نوادر و امثال و شعر و حکایات و سیر ملوک ماضی رحمهم اﷲتعالی در این کتاب درج کردیم. ( گلستان سعدی ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گنجانیدن و نوشتن مطلبی در کتاب رساله و مانند آن.

جمله سازی با درج کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو بتوان راستی را درج کردن دروغی را چه باید خرج کردن؟

💡 درج کردن با همان ایده‌های اساسی یک درخت جستجوی دودویی نامتعادل پیاده‌سازی شده‌است البته با کمی تغییرات قابل توجه.

💡 عملیات درج کردن و حذف کردن روی درخت 2-3-4 موجب گسترش، جـدا شدن و ادغام گره ها می‌شود که معادل تعویض رنگ و جابجایی گره ها در درخت قـرمز-سیاه است.

💡 نباید در شقاوت خرج کردن از آن دوزخ نباید درج کردن

💡 درخت ای‌وی‌ال دارای توازن بیشتری نسبت به درخت قرمز-سیاه‌است یا به عبارت دیگر بسیار متوازن تر از درخت قرمز-سیاه‌است، که این منجر به این می‌شود که حذف و درج کردن به صورت کند، اما بازیابی در زمان سریع تری انجام شود.

💡 عملیات درج کردن با جستجوی دودویی درخت (به صورت معمولی) و پروسهٔ درج کردن آغاز می‌شود.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
قه یعنی چه؟
قه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز