لغت نامه دهخدا
درپیچیدگی. [ دَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت درپیچان. درپیچان بودن. التواء. عَسَق. ( منتهی الارب ). و رجوع به در پیچیدن شود.
درپیچیدگی. [ دَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت درپیچان. درپیچان بودن. التواء. عَسَق. ( منتهی الارب ). و رجوع به در پیچیدن شود.
حالت در پیچان در پیچان بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با استانداردهای امروزی در پیچیدگی هندسی و تعداد مثلثها، این مدل، مدلی ساده تلقی میشود. داده خرگوش استنفورد دارای اشکالاتی میباشد که به دلیل استفاده از اسکنر سه بعدی به وجود آمده و اجتناب ناپذیرند. این اشکالات شامل وجود سوراخ در منیفلدهای متصل است که بعضاً به دلیل محدودیتهای اسکن یا به دلیل خالی بودن بخشهایی از شی واقعی ایجاد شده است. با وجود همه این ایرادات، این مدل دادهٔ ورودی واقعی تری را برای الگوریتمها فراهم میکند.
💡 بدون بخش کندروی محاسباتِ پیادهسازی، صف بلا درنگ پیادهسازی غیرماندگاری از صف در پیچیدگی زمانی سرشکن