در سفتن

لغت نامه دهخدا

در سفتن. [ دُ س ُ ت َ ] ( مص مرکب ) سوراخ کردن در. سنبیدن مروارید. || کنایه از سخن نغز گفتن. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را.حافظ.هر ترانه ترانه ای می گفت
هر نسفته دری دری می سفت.نظامی.|| کنایه از ازاله بکارت کردن. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سوراخ کردن در سنبیدن مروارید کنایه از سخن نغز گفتن

جمله سازی با در سفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از این خدمت مرا معذور می‌دار که در سفتن بسی کاریست دشوار

💡 دلش می خواست در سفتن به الماس ولی می داشت حکم عصمتش پاس

💡 رغبت آمد ز رشک آن خفتن در ناسفته را به در سفتن

💡 حدیث عشق در گفتن نیاید چنین در هیچ در سفتن نیاید

💡 بیش از آن یارای در سفتن نداشت قدرت زین بیشتری گفتن نداشت

💡 دل عاشق به جور از یار دیرین برنمی گردد که در سفتن زآب و رنگ خود گوهر نمی گردد

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
قلب یعنی چه؟
قلب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز