دایت
لغت نامه دهخدا
دایت. [ ی َ ] ( اِ ) دایه. رجوع به دایه شود.
دایة. [ ی َ ]( ع اِ ) جای رحل از پشت اشتر. دای. ( مهذب الاسماء ).
دایة. [ ی َ ] ( اِخ ) رجوع به عبداﷲبن محمد اسدی شود.
دأیة. [ دَ ءَ ی َ ] ( ع اِ ) یک دأی. رجوع به دأی شود.
- ابن دأیة؛ زاغ بدانجهت که بر پشت ریش شتر نشیند و منقار زند. ج، دَاءَیات. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
دایه
دانشنامه آزاد فارسی
دائِت (Daet)
مرکز استان کامارینس نورته در جنوب شرقی جزیرۀ لوزون، فیلیپین، واقع در نزدیکی ساحل. ۶۶,۵۰۰ نفر جمعیت دارد (۱۹۹۰) و مرکز بازرگانی است.
جمله سازی با دایت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دایت ملی (به ژاپنی: 国会) به قوه مقننه دومجلسی کشور ژاپن گفته میشود که از مجلس مشاوران و مجلس نمایندگان تشکیل شدهاست. به موجب اصل ۴۱ قانون اساسی ژاپن، این نهاد تنها مرجع قانونگذاری و همچنین عالیرتبهترین ارگان حکومتی در این کشور محسوب میشود.
💡 گروه صنعتی زرین غزال با زیربنای ۴۸ هزار متر مربع و در زمینی به مساحت ۱۰ هکتار در شهرک صنعتی شیراز در سال ۸۴ به بهرهبرداری رسید که یکی از مهمترین محصولات آنها تولید بستنی با نام تجاری دایتی و لبنیات با نام تجاری آپادا میباشد. این شرکت تولید بستنی را از سال ۱۳۸۴ و تولید لبنیات را از سال ۱۳۸۷ آغاز نمود.
💡 نظام قراردادهای فئودالی پیشین منسوخ شد چون صاحبان زمین از آن به بعد مسئول پرداخت مالیات شدند و اجازهٔ دخالت در سیاست پیدا کردند. بعدها هنگامی که دایت ملی تشکیل شد، بسیاری از زمینداران حق رأی در مجلس سفلی پیدا کردند؛ مجلسی که کرسیهای آن متعلق به همین طبقهٔ زمینداران بود.