داد بالا
مترادفها
فریاد زدن، بانگ زدن، نعره کشیدن
متضادها
پچپچ کردن، آرام صحبت کردن
لغت نامه دهخدا
دادبالا. [ دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اعتدال قد و موزونی بالا و قامت و آن را دادبود نیز گویند و دادوند، به معنی معتدل که اعتدال داده شده باشد. ( انجمن آرا ). درستی و اندازه بالا و سرتاپا که دادوند هم گویند.
فرهنگ فارسی
اعتدال قد و موزونی بالا و قامت و آنرا داد بود نیز گویند.
جمله سازی با داد بالا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون دوست به دست روح، پیغامم داد بالای دو کون برد و آرامم داد
💡 جهان صدری که پیش آستانش فلک خم داد بالای سهی را