لغت نامه دهخدا
خون افشانی. [ اَ ] ( حامص مرکب ) خون برون فکنی. خون ریزی.
خون افشانی. [ اَ ] ( حامص مرکب ) خون برون فکنی. خون ریزی.
عمل و حالت خون افشان
خون برون فکنی خون ریزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نهنگ کوه او باری و شیر آهن خای هزبر خون افشانی و پیل کوه فگن