لغت نامه دهخدا
خولیا. ( اِ ) چیزی را گویند که مانع تصرف نداشته باشد و هر که خواهد آنرا تصرف کند. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ).
خولیا. ( اِ ) چیزی را گویند که مانع تصرف نداشته باشد و هر که خواهد آنرا تصرف کند. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ).
چیزی را گویند که مانع تصرف نداشته باشد و هر که خواهد آنرا تصرف کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلا، بیهوده می سوزی، مپز ما خولیا چندین که داد آن بخت خسرو را که یار از در درون آید؟
💡 خولیا فونس در ربعِ ابتداییِ قرن بیستم، خوانندهای مشهور بود. او در سال ۱۹۰۳ به گروه اپرایی «کاسیمیرو اُرتاس» پیوست و یکی از هنرمندان مشهورِ اپرا در سالن نمایش «تئاترو اِسالبا» در مادرید بود.
💡 حرمت مهماننوازی خولیا اینسان نبود راس مهمان در تنور خویش پنهان داشتی
💡 سانت خولیا دل یر ای بنماتی ۹٫۸ کیلومترمربع مساحت و ۱٬۲۷۶ نفر جمعیت دارد و ۱۱۷ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 سانت خولیا د سردانیلا ۱۱٫۶۱ کیلومترمربع مساحت و ۲۵۷ نفر جمعیت دارد و ۶۵۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.