خوش قمار

لغت نامه دهخدا

خوش قمار. [ خوَش ْ / خُش ْ ق ِ / ق ُ ] ( ص مرکب ) آنکه خوب قمار کند. مقابل بدقمار:
چو نرد داغ تو چینند سینه دار منم
خوشا بباختن خویش خوش قمار منم.ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

آنکه خوب قمار کند مقابل به قمار

جمله سازی با خوش قمار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نرد الفت با خط و خال بتی می باختیم نقش خوب آورده بود و خوش قماری داشتیم

💡 به سود خلق شود همت کریمان صرف که باخت به بود از برد، خوش قماران را

💡 اگر چه نقش مساعد نشد، به این شادم که نقد زندگی من به خوش قماری رفت

💡 به یک پیمانه سرشار می بازم دو عالم را چو من دریادلی از خوش قماران برنمی خیزد

💡 می برد او نخست دل ز رفیق دلبر خوش قمار من نگرید

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز