خوش جوش

لغت نامه دهخدا

خوش جوش. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) سماور یا دیگی که زود بجوش آید. || کنایه از خوش ترکیب. || کنایه از شخصی که زود با دیگران دوست شود.

فرهنگ فارسی

سماور یا دیگی که زود بجوش آید یا کنایه از خوش ترکیبی.

جمله سازی با خوش جوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ذوق سرمستی اگر داری در آ در میکده آتشی درخوردن و چون خم می خوش جوش کن

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز