خوب کیش
مترادفها
دین نیک، آیین نیک
متضادها
کفر، بدکیشی
لغت نامه دهخدا
خوب کیش. ( ص مرکب ) خوش عقیده:
شنیدم که یوسف شه خوبکیش
دگرباره اسباط را خواند پیش.شمسی ( یوسف و زلیخا ).
فرهنگ فارسی
خوش عقیده
جمله سازی با خوب کیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بفرمود تا قارن آمدش پیش بدو گفت کای پهلو خوب کیش
💡 فروزنده ی دین یل خوب کیش بفرمود با نامداران خویش
💡 بفرمود تا رفت نستوه پیش بدو گفت کای مهتر خوب کیش
💡 تو رفتی مرا در غم هجر خویش رها کردی ای لعبت خوب کیش
💡 من هم از بهر دوام نسل خویش جفت خواهم پور خود را خوب کیش