خواجه محمود
لغت نامه دهخدا
خواجه محمود. [ خوا /خا ج َ / ج ِ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه. این ده کوهستانی و معتدل و دارای 128 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و از صنایع دستی جاجیم بافی و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه. این ده کوهستانی و معتدل و دارای ۱۲۸ تن سکنه است. آن آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و از صنایع دستی جاجیم بافی و راه مالرو است.
جمله سازی با خواجه محمود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی به خوشگذرانی معروف بود و در مصاحبت بزرگان به حسن محضر مشهور، در موسیقی و شعر هم دست داشت و ارغنون را نیکو مینواخت. امیرخلیل قلندر هروی از شاگردان اوست. خواجه محمود در شهر بلخ درگذشت.
💡 رقم از خون خویش زد تاریخ خواجه محمود بیدل مسکین