خنچه

لغت نامه دهخدا

خنچه. [ خ ُ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) خونچه. رجوع به خونچه شود. || ( اِ ) خنجه و آن آوازی است که بوقت جماع از بینی مرد آید.

فرهنگ عمید

= خوانچه

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - سفر. کوچک خوان کوچک. ۲ - طبق چوبین کوچک که در آن شیرینی میوه یا جهاز عروس گذارند و بر روی سر حمل کنند. ۳ - طبقی که در آن انواع شیرینی را بترتیب خاص چینند و جمله هایی مبنی بر تبریک و تهنیت نویسند و در مجلس عقد در اطاق عروس گذارند.
خونچه یا خنجه و آن آوازیست که بوقت جماع از بینی مرد آید.

جمله سازی با خنچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خنچه (کاشان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کاشان در استان اصفهان ایران است.

💡 مراسم حنابندان در اصفهان نیز یک شب پیش از عروسی است، خانواده داماد حنای تزئین شده و کادوها و لباس‌های عروس را به صورت خنچه با زدن دف یا تنبک همراه با آشنایان داماد و عروس به خانه عروس می‌برند و روی دست عروس و داماد می‌گذارند. بقیه میهمانان هم می‌توانند کمی از حنا بردارند و به نشانه خوش‌یمنی و خوشبختی، روی دست و پاهای خود بگذارند. تمام این مراسم مانند مناطق دیگر ایران، با جشن و پایکوبی و پذیرایی از مهمانان همراه است.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز