خنث
مترادفها
خنثی، بیطرف
متضادها
منحاز
لغت نامه دهخدا
خنث. [ خ َ ] ( ع مص ) استهزاء کردن. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ). || سرمشک را بیرون نوردیدن و آب خوردن از آن. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). منه: خنث السقاء.
خنث. [ خ ِ ] ( ع اِ ) جماعت متفرق. || درون دهان که نزدیک دندانها باشد. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خنث. [ خ ُ ] ( ع اِمص ) شکستگی. دوتایی. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). ج، خناث.
خنث. [ خ َ ن َ ] ( ع مص ) دوتا شدن. شکسته گردیدن. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خنث. [ خ َ ن ِ ] ( ع ص ) سست. شکسته. دوتاه. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خنث. [ خ ُ ن َ ث ُ ] ( ع ص ) یا خنث؛ ای مرد شکسته دوتاه. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
فرهنگ فارسی
یا خنث: ای مرد شکسته دوتاه
جمله سازی با خنث
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهر خنثی صفت افتاده، نه مرد، است نه زن کار بس بوالعجب افتاده، نه زیبا و نه زشت
💡 عروس جود عدو بس که هست خانه نشین به نزد خلق بود شرم روی و خنثی رنگ
💡 همچنین در سال ۲۰۱۲ کشف شد که موساد توانستهاست در آذربایجان یک طرح حمله توسط یک هسته ایرانی را خنثی و کشف کند.
💡 اندر مصاف مردی، در شرط شرع و دین چون خنثی و مخنث نه مرد و نه زنند
💡 در ماده ۹۳۹ قانون مدنی ایران، اگر در شخص خنثی (هرمافرودیت) علائم جنسیتی بر علائم جنسیت دیگر غالب باشد، شخص تابع احکام جنسیتی است که علائم آن در او غالب است.
💡 گرچه از زن سیرتان کارم چو خنثی مشکل است حامله است از جان مردان خاطر عذرای من