خطرمند

مترادف‌ها

خطرناک، مخاطره‌آمیز

متضادها

ایمن، بی‌خطر، امن

لغت نامه دهخدا

خطرمند. [ خ َ طَ م َ ] ( ص مرکب ) گرانبها. قیمتی. ( از آنندراج ):
خواسته گرچه عزیز است و خطرمند بود
بر آن خواسته ده خواسته را نیست خطر.فرخی.... لکن زاگ خطرمند باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

گرانبها قیمتی

جمله سازی با خطرمند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خواسته گرچه عزیزست و خطرمند بود برآن خواسته ده خواسته را نیست خطر

💡 چو از لب بگذرد سیل خطرمند نهد مادر به زیر پای فرزند

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران