لغت نامه دهخدا
خشود. [ خ ُ / خ َ ] ( اِ ) شاخی باشد مانیده که بپیرایند. ( لغت نامه فرس ). || ماضی فعل خشودن. ( برهان قاطع ).
خشود. [ خ ُ / خ َ ] ( اِ ) شاخی باشد مانیده که بپیرایند. ( لغت نامه فرس ). || ماضی فعل خشودن. ( برهان قاطع ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بهاران گر گلستان را خشود هم در آن در برزخ گلچین گشود