لغت نامه دهخدا
خرمن مه. [ خ ِ / خ َ م َ ن ِ م َه ْ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خرمن ماه. رجوع به خرمن ماه شود.
خرمن مه. [ خ ِ / خ َ م َ ن ِ م َه ْ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خرمن ماه. رجوع به خرمن ماه شود.
خرمن ماه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرگه که آهی از غم داغت کشیده ام دودی ز خرمن مه تابان برآمده
💡 گرد آن عارض ببین فیّاض دور چتر خط گر ندیدستی به دور خرمن مه هاله را
💡 برقی ز آفتاب رخت درچمن فتاد بازار گل چو خرمن مه روبکاست کرد
💡 ریزش افزون می کند جمعیت روشندلان خرمن مه را پریشانی نگهبان می شود
💡 ای بر سر ره نشسته ره میطلبی در خرمن مه فتاده مه میطلبی
💡 رای تو گفت خرمن مه را که چیست آن تقدیر گفت سایهٔ چتر سیاه تست