لغت نامه دهخدا
خردادی. [ خ ُ ] ( ع اِ ) می. شراب. خمر. قسمی باده است. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خردادی. [ خ ُ ] ( ع اِ ) می. شراب. خمر. قسمی باده است. ( یادداشت بخط مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از پیروزی محمد خاتمی، در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ خورشیدی، ۱۸ حزب و گروه سیاسی حامی او، جبهه دوم خرداد را تشکیل دادند. بدین شکل بود که فراکسیون مجمع حزبالله در مجلس پنجم، به نمایندگان دوم خردادی مشهور شدند.
💡 او در دهه هفتاد و رویکارآمدن دولت اصلاحات، با نشریههای دوم خردادی به عنوان نویسنده سرمقاله یا تحلیلگر و فعال اجتماعی و روشنفکری، یا ترجمه و نگارش مقاله و حضور در گفتوگوها و میزگردها، همکاری همیشگی داشت. گزیدهای از آن مقالهها در این ابرها خواهند بارید منتشر شدهاست. او همچنین، مشاور ارشد دوره دوم شهروند امروز و سردبیر ویژهنامه جنگ و صلح مهرنامه بودهاست.
💡 برآید بسد و مینا بدست از باد خردادی هر آن گردی کجا بودی فرو شست ابر فروردین