خده
لغت نامه دهخدا
( خدة ) خدة. [ خ ُ دْ دَ ] ( ع اِ ) رخسار. گونه. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از تاج العروس ). ج، خُدَد. ( از آنندراج ): و هما خدیان. ( از منتهی الارب ) ( از متن اللغة ). || گود راز در زمین. ج، خدد. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
رخسار گونه
جمله سازی با خده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ذراع بن خده (به عربی: ذراع بن خدة) یک شهرداری در الجزایر است که در استان تیزی وزو واقع شدهاست.
💡 ما غاب من قلبی شعاشع خده لا تشمتوا بصدوده و بعاده
💡 خده نار یطفی نارنا یطفی النیران نار من رآی
💡 بن یوسف بن خده (عربی: بن يوسف بن خدة؛ زاده ۲۳ فوریه ۱۹۲۰ – درگذشته ۴ فوریه ۲۰۰۳) سیاستمدار اهل الجزایر بود. بن یوسف بن خده در ۴ فوریه ۲۰۰۳، در سن ۸۲ سالگی بعد از یک دوره طولانی بیماری در خانهاش در الجزیره درگذشت.