لغت نامه دهخدا
ختم شدن. [ خ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بفرجام رسیدن. به انتها رسیدن. پایان یافتن. تمام گشتن:
در این ایام شد ختم سخن بر نامه صائب
مسلم بود گرزین پیش بر سعدی شکرخایی.صائب.
ختم شدن. [ خ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بفرجام رسیدن. به انتها رسیدن. پایان یافتن. تمام گشتن:
در این ایام شد ختم سخن بر نامه صائب
مسلم بود گرزین پیش بر سعدی شکرخایی.صائب.
بفرجام رسیدن بانتها رسیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و چقدر لطيف است ختم شدن آيه به جمله (و هو العلى الكبير)، چون مى رساند كهملائكه مكرمين، و آنهايى كه مافوق ساير ملائكه هستند، جز تلقى و دريافت سخن حق ازخدا، و امتثال و اطاعت وى، كارى و پستى ندارند، زيرا هر چند مافوق ديگرانند، اما آنمافوقى كه خود اين ملائكه نيز مادون اويند، و آن كبيرى كه همه چيز در برابرش صغيراست، تنها و تنها خدا است.
💡 و نيز لازم بود كه در اين سوره گفتار در جمله (مالك يوم الدين ) تمام شود زيرا بقيهسوره از غرض بيگانه است از طرفى ختم شدن سوره در جمله (مالك يوم الدين ) ازنظر بلاغت قرآن شريف مناسب تر و لايق تر بود.