خان سرخ
لغت نامه دهخدا
خان سرخ. [ س ُ ] ( اِخ ) ناحیه ای است در عباسی و یک جانب «مضافات » آن میباشد. یعنی «مضافات » که از بلوکهای عباسی است حدودش از قریه نخل ناخدا به بندر خمیر و از کوش تا خان سرخ و مرکزش بندرعباس است. ( از جغرافیای غرب ایران تألیف بهمن کریمی ).
فرهنگ فارسی
ناحیه ایست در عباسی و یک جانب [ مضاقات ] آن میباشد.
جمله سازی با خان سرخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حبیبالله شهبازی کوچکترین فرزند شهباز خان سرخی (مقتول در ۱۲۹۵ ش)، رئیس طوایف سرخی و کلانتر کوهمره سرخی، بود. در پی شورش عشایر فارس علیه حکومت رضاشاه پهلوی دو برادر او، سرمست خان (کلانتر کوهمره سرخی) و عبدالله خان، و تعدادی از خویشان او در سال ۱۳۱۱ ش. تیرباران شدند. حبیبالله شهبازی، که در این زمان ۱۶ سال داشت، به مدت یک سال زندانی شد و سپس تا شهریور ۱۳۲۰ و سقوط حکومت رضا شاه تبعید بود و اجازه اقامت در منطقه کوهمره سرخی را نداشت. با سقوط رضا شاه شهبازی، مانند بسیاری از سران تبعیدی ایلات و عشایر ایران، به منطقه خود بازگشت و به همراه برادر بزرگش مسیح خان (متوفی ۱۳۳۵ ش) ریاست منطقه را به دست گرفت. او تا سال ۱۳۳۵ ش؛ که رسماً سمت «کلانتری» ملغی شد، کلانتر منطقه کوهمره سرخی بود.