حوزی

لغت نامه دهخدا

حوزی. [ زی ی ] ( ع ص ) نیک راننده. || آنکه تنها فرودآید و با کسی نیامیزد. || مرد دانا و صواب رأی. || سیاه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ).

جمله سازی با حوزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به گفته راجر سیوری، خوزستان سرزمین مردمان هوزی یا حوزی (که استرابون و پلینیوس از آن به اسم اوزی ذکر کرده‌اند) است. این استان با عیلامیان باستان و شوش کم و بیش مرتبط است. نام اهواز، شوش و حویزه منعکس‌کننده ساکنین این منطقه در زمان عیلامیان بوده‌است. واژهٔ اوز در عربی به صورت هوز و گاه به صورت حوز درآمده است. کلمه اهواز نیز در عربی جمع هوز است و اهواز به معنای هوزی‌ها که در متون اسلامی به اسم مدینة الاهواز به معنای شهر هوزی‌ها آمده‌است و کلمهٔ هویزه هم بر وزن فُعیله به معنای هوز کوچک نیز از همین ریشه گرفته شده‌است.

بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز