حن

لغت نامه دهخدا

حن. [ ح َن ن ] ( ع مص ) بازگردانیدن و بازداشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || برگشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || بخشودن. || مهربانی کردن. || ( ع اِ ) ترس برکسی یا چیزی از مهربانی بروی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
حن. [ ح ِن ن ] ( ع اِ ) حیی است از جن، از آن حی اند سگهای سیاه و ارذال جن و کمینهای آن و سگهای جن یا خلقی است میان جن و انس. ( منتهی الارب ). حیی است از جن. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). گروهی پریان.

فرهنگ فارسی

حیی است از جن گروهی پریان

جمله سازی با حن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جلیل حنون (عربی: جليل حنون مطر الأسدي؛ زادهٔ ۱ ژوئیهٔ ۱۹۵۲) یک بازیکن فوتبال اهل عراق است.

💡 شاه بدان ننگریست گفت که روز حنین مال مهاجر گرفت جیش پیمبر شکست

💡 زبان حال مرغان را به گوش هوش و جان بشنو که در تسبیح میگویند:«یا حنان و یا منان »

💡 شکفتست این زمان گردون بریحانهای گوناگون زمین کف در حنی دارد، بدان شادی که می‌آیی

💡 ز پشت آنکه قوی کرد پشت دین به سه حرب یکی حنین و دوم خندق و سیوم خیبر

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز