حسن یوسفی

لغت نامه دهخدا

حسن یوسفی. [ ح ُ ن ِ س ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زیبایی که همچون زیبایی یوسف فوق العاده باشد.
حسن یوسفی. [ ح َ س َ ن ِ س ُ] ( اِخ ) ابن ابوطالب. رجوع به حسن بن ابوطالب شود.

فرهنگ فارسی

زیبایی که همچون زیبایی یوسف فوق العاده باشد

جمله سازی با حسن یوسفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در لباس دیده یعقوب، حسن یوسفی است در بلورین جام صائب باده چون آفتاب

💡 مهرپرور یوسفی دارم، که در کنعان حسن یوسفی، هر روز در چاه ذقن می‌پرورد

💡 در حسن یوسفی و عجب آنکه نزد تو باشد چنانکه نزد سلیمان ز جان صفوف

💡 هزار جان زلیخا دود به استقبال به حسن یوسفی ار کاروان بیارایی

💡 مگر پوشیده چشمی دست گیرد پیر کنعان را درین گلشن که حسن یوسفی هر خار او دارد

💡 عزیز مصر اگر ما را ملامت گر بود شاید تو حسن یوسفی داری و من مهر زلیخایی

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز