جلمه

لغت نامه دهخدا

( جلمة ) جلمة. [ ج َ ل َ م َ ] ( ع اِ ) گوسفند مسلوخ بلا حشو و قوائم. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || همه. ( منتهی الارب ). جمیع چیزی. ( از اقرب الموارد ).
جلمة. [ ج َ / ج ُم َ ] ( ع اِ ) همه. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ): اخذت الشی بجلْمَتِه؛ ای باجمعه. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

همه اخذت الشئ بجلمه ای باجمعه

دانشنامه عمومی

جلمه (عفرین). جلمه ( به عربی: جلمة ) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در استان حلب واقع شده است.

جمله سازی با جلمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معناى جلمه (قلربى احملم من جاء بالهدى...) و سخن بعضى مفسران درباره آن

💡 زينب كبرى عليه السلام از اين فرصت استفاده هاى بسيار كرد. از جلمه اينكه هنگام وداع،ناگاه سر از هودج بيرون آورد و خطاب به مردم شام فرمود:

💡 جلمه (به عربی: الجلمة) یک روستا در سوریه است که در ناحیه کرناز واقع شده‌است. جلمه ۳٬۹۷۰ نفر جمعیت دارد.

💡 16- از جلمه: ( فَنَجَّيْناهُ وَ اَهْلَهُ اَجْمَعينَ اِلاّ عَجُوزا فِى الْغابِري نَ ) (سوره شعراء،آيه 170 - 171)

💡 گفتند حسن می‌گوید: که اگر یک نفس در بهشت از دیدار حق محروم مانم چنان بنالم و بگریم که جلمه اهل بهشت را بر من رحمت آید. رابعه گفت: این نیکوست اما اگر چنان است که اگر در دنیا یک نفس از حق تعالی غافل می‌ماند همین ماتم و گریه و ناله پدید

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز