لغت نامه دهخدا
جرایدی. [ ج َی ِ ] ( اِخ ) رجوع به جرائدی یعقوب بن بدران... شود.
جرایدی. [ ج َی ِ ] ( اِخ ) رجوع به جرائدی یعقوب بن بدران... شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای دومین بار «ستاره ایران» در ژوئیه سال ۱۳۰۲ تعطیل شد.در جریان جمهوریخواهی رضاخانی نیز روزنامه «ستاره ایران» نقش قابل ملاحظهای در تاریخ مطبوعات ایران ایفا نمود و از جمله جرایدی بود که صدا در صدای رضاخان انداختند و غوغای جمهوریخواهی را به پا کردند.
💡 اکثریت طالبان به جز از کتابهای اسلامی و شرعی همهٔ کتابها و انتشارات را غیرمجاز میدانستند و بنام کتابهای شیطانی یا کافری مینامیدند؛ ولی با حاکمیت طالبان در افغانستان روزنامهنگاری و نشر جراید نیز کاملاً در اختیار حکومت قرار گرفت و جرایدی مانند شریعت، حزب مؤمن، الخلافة الاسلامیة در افغانستان صرفاً منعکسکنندهٔ اخبار جنگ، فرمانهای رهبران طالبان اعلامیههای دولتی و دیگر دیدگاههای گروه طالبان بودند. در این دوره هیچ جریدهٔ آزادی وجود نداشت.