جدایی پذیر
مترادفها
جداشدنی
متضادها
پیوستنی، متصل
لغت نامه دهخدا
جدایی پذیر. [ ج ُ پ َ ] ( نف مرکب ) قبول کننده جدایی. پذیره فراق. قابل هجران و دوری. رجوع به جدایی شود.
فرهنگ فارسی
قبول کننده جدایی پذیره فراق
جمله سازی با جدایی پذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به بیان دقیق تر، یک سطح ریمانی، یک فضای توپولوژیک هاسدورف، جدایی پذیر و همبند است که موضعاً شبیه زیرمجموعههای باز، همبند و سَره (محض) در صفحه مختلط میباشد. بخش آخر تعریف به معنای این است که برای هر نقطه از فضا یک همسایگی وجود دارد که با یک زیرمجموعههای باز، همبند و سَره (محض) در صفحه مختلط همسان توپولوژیک یا همان همسانریخت است.
💡 اگر دادههای آموزشی جدایی پذیر خطی باشند، ما میتوانیم دو ابر صفحه در حاشیه نقاط بهطوریکه هیچ نقطه مشترکی نداشته باشند، در نظر بگیریم و سپس سعی کنیم، فاصله آنها را، حداکثر کنیم. با استفاده از هندسه، فاصله این دو صفحه