تیزکار

لغت نامه دهخدا

تیزکار. ( نف مرکب ) چست و چابک و جلدکار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

چست و چابک و جلدکار

جمله سازی با تیزکار

💡 از جمله افراد سرشناس در فوتبال رشت می‌توان به: ناصر پرشاد، بیژن تیزکار، رسول حقدوست، مجید جهانپور، برادران هوشنگی، احمد صومی، سید علی افتخاری، بهزاد داداش زاده، امید هرندی، هادی طباطبایی و علیرضا جهانبخش اشاره نمود.

💡 ز موی سمندر صد و شست ازار که نکند بر او آتش تیزکار

💡 مقدار قشری که از قطعه اولیه برداشته می‌شود تا قطعه صیقلی و نهایی ایجاد گردد، اصطلاحاً تراش خور نامیده می‌شود. در ماشین‌کاری قطعات بر حسب نوع کار از ماشینهای تراش، فرز، مته صفحه‌تراش، کله‌زنی، سنگ‌زنی، تیزکاری و سوراخ‌کن استفاده می‌شود که معمولاً این قطعات خود محصول فرآیندهای ریخته‌گری، آهنگری، نورد و غیره می‌باشند.