تیز چنگال

لغت نامه دهخدا

تیزچنگال. [ چ َ ] ( ص مرکب ) تیزچنگل. تیزچنگ:
چنان اندیشد او از دشمن خویش
چو باز تیزچنگال ازکراکا.دقیقی.یعنی دَدَگان مرا به دنبال
هستند سگان تیزچنگال.نظامی.عقابان تیزچنگالند و بازان آهنین پنجه
ترا باری چنین بهتر که با عصفور بنشینی.سعدی.رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تیز چنگل تیز چنگ

جمله سازی با تیز چنگال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یعنی ددگان مرا به دنبال هستند سگان تیز چنگال

💡 یکی دارد اجل را تیز چنگال یکی دارد قضا را تیز دندان

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز