توقن

لغت نامه دهخدا

توقن. [ ت َ وَق ْ ق ُ ]( ع مص ) به کوه برآمدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). توقل. ( اقرب الموارد ).رجوع به توقل شود. || شکار کردن کبوتر رادر آشیانه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). شکار کردن مرغ را در آشیانه اش. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با توقن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 1 - در نخستين آيه مورد بحث، در ابتدا اشاره به اسرار آفرينش و توحيد شده بود، ولىدر پايان آيه مى خوانيم يفصل الايات لعلكم بلقاء ربكم توقنون:

💡 (او آيات خويش را براى شما برمى شمرد و ريزه كاريهاى آنها را شرح مى دهد تا بهلقاى پروردگار و سراى ديگر ايمان پيدا كنيد)(يفصل الايات لعلكم بلقاء ربكم توقنون ).

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز