تقمص

لغت نامه دهخدا

تقمص. [ ت َ ق َم ْ م ُ ] ( ع مص ) پیراهن درپوشیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). پیراهن درپوشیدن. ( دهار ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || و به استعاره گویند: تقمص الولایة و الامارة و تقمص لباس العز. ( از اقرب الموارد ). || انتقال روح از جسدی به جسدی دیگر. ( از اقرب الموارد ). || هو یتقمص فی نهار الجنة؛ای یتقلب و ینغمس و یروی بالسین. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با تقمص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شايان ذكر است كه، سنت قطعى فراوان نيست؛ زيرا مهمترين حلقه ارتباطى امت با سنترسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام ) بوده اندكه متاءسفانه مهجور و محجور شدند؛ چنانكه نشر و تدوين حديث كه يكى از بهترينراههاى صيانت سنت و بقاء و دوام آن بود با تاءسف تام تا مدت مديدى محجور و ممنوعبود و اگر اهل بيت عصمت (عليهم السلام ) محكوم به انزوا نمى شدند و كرسى ثقافت ومسند تدريس و تعليم از آنان غضب نمى شد و ديگران جامه خلافت را تقمص نمى كردند،علم شريف حديث به وضع بهترى ظهور كرده، محتواى آن نيز زهور بيشترى مى يافت وقهرا بر حجم سنت قطعى نيز افزوده مى شد.

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز