تزید

لغت نامه دهخدا

تزید. [ ت َ زَی ْ ی ُ ] ( ع مص ) گران شدن نرخ. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || دروغ گفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ). || در سخن افزون کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). به تکلف افزودن در سخن و جز آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || یازیدن شیر در بانگ کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || راه رفتن شتر به تکلف بیشتر از طاقت خود. ( از متن اللغة ). || گردن کشیدن ناقه و رفتن مافوق رفتار تند. ( از اقرب الموارد ).
تزید. [ ت َ زَی ْی ُ ] ( ع اِ ) نوعی از رفتار و آن فوق عَنَق است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ).
تزید. [ ت َ ] ( اِخ ) تزیدبن حلوان پدر قبیله ای است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به تزیدیة شود.

فرهنگ فارسی

تزید بن حلوان پدر قبیله است.

جمله سازی با تزید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قد حضر البائع و المشتری عبدک موقوف فماذا تزید

ناودیس یعنی چه؟
ناودیس یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز