فرهنگ فارسی
( صفت ) شکاف بر داشته بشقاب ترک خورده.
( صفت ) شکاف بر داشته بشقاب ترک خورده.
{cracked} [زمین شناسی] ویژگی کانی یا سنگی که ترک های فراوان دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میکروسکوپی الکترونی روبشی که اسکن سطوح ترک خورده تحت بزرگنمایی زیاد است تا درک بهتری از شکست بوجود آید. شکستگی کامل بعد از این اتفاق میافتد که ترک به اندازه بحرانی رسید و میله نتوانست تحت فشار باقی بماند.
💡 لامپهای فلورسنت و لولهها باطناً نور ماوراء بنفش تولید میکنند. بهطور معمول این محصول به وسیله پرده نازک فسفر داخل یک پوشش محافظ به نور مرئی تبدیل میشود. هنگامی که پرده نازک توسط استفاده نادرست یا تولید معیوب ترک خوردهاست، پس ممکن است اشعه فرابنفش در سطوحی که باعث آفتاب سوختگی یا حتی سرطان پوست میشود، فرار کند.
💡 کاربران گزارش دادند که نسخهٔ اسنپدراگون دارای ایراد در قفل جیپیاس است و مدل اگزینوس مشکلات گرمایشی دارد. همچنین برخی کاربران پس از بهروزرسانیهای نرمافزاری، مشکل صفحه نمایش سبز را داشتند. گزارش شدهاست که شیشهٔ دوربین گوشیهای سری اس۲۰ بهویژه نسخهٔ اولترا بهطور خودکار ترک خوردهاست.
💡 این معمولاً توسط پزشک عمومی یا متخصص پوست برای درمان پسوریازیس، لبهای خشکیده و ترک خورده مزمن و دیگر بیماریهای پوستی خشک شدید به دلیل توانایی آن در کاهش بیش از حد حجم سلول پوست تجویز میشود. این به عنوان یک پماد یا لوسیون در دسترس است.