تر گشتن
مترادفها
خیس شدن، مرطوب شدن
متضادها
خشک شدن
لغت نامه دهخدا
تر گشتن. [ ت َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) مرطوب و نمدار شدن:
سراپرده و خیمه ها گشت تر
ز سرما کسی را نبد پای و پر.فردوسی.چو ابر زلف تو پیرامن قمرمی گشت
ز ابر دیده کنارم به اشک تر میگشت.سعدی.خم می به ناشستن آسوده تر
که هرچند تر گردد آلوده تر.امیرخسرو.
فرهنگ فارسی
مرطوب و نمدار شدن.
جمله سازی با تر گشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو اوحدی سخن از آب دیده خواهد گفت گزیر نیست حدیث مرا ز تر گشتن
💡 پس از بارش مداوم بارانهای شدید در ساعات اولیه صبح، تمام پیادهروهای شهر و حیاط ساختمانها کاملاً تر گشتند و زمینها لغزنده شدند.
💡 پس از اینکه ظرفهای آب روی زمین ریخته شد، تمام کف اتاق به سرعت تر گشتند و باعث شدند که همه با احتیاط راه بروند.
💡 گلها و گیاهان باغچه پس از اینکه توسط باغبان به طور منظم آبیاری شدند، دوباره کاملاً تر گشتند و شکوفههایشان با درخشش بیشتری نمایان شد.