تبال

لغت نامه دهخدا

تبال. [ ت َب ْ با ] ( ع ص ) صاحب توابل وفروشنده آن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). تابل فروش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). تابل فروش و دیگ افزارفروش. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تابل و توابل شود.

فرهنگ فارسی

صاحب توابل و فروشند. آن. تابل فروش. تابل فروش و دیک افزار فروش

دانشنامه عمومی

تبال یا تابال ( انگلیسی: Tabal ) اهالی پادشاهی ای بودند که حدود ۹۰۰ پیش از میلاد مسیح سر برآورد و به زبان لووی سخن می گفتند.
اهالی پادشاهی تابال به لووی سخن می گفتند که این زبان از خویشاوندان نزدیک زبان هیتی بوده است.

جمله سازی با تبال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و قال صلّی اللَّه علیه و آله و سلم «اربع اذا کن فیک لا تبال ما فاتک من الدنیا حفظ امانة و صدق حدیث و عفت فی طعمة و حسن خلیقة»

💡 تحولات امروزه وب سایت به جایی رسیده‌است که تا به اینک در سال ۲۰۱۸ حدود ۴۰۰ مبدل فعال (واحد ارزی) در لیست معرفی تبالات قرار گرفته‌است.

💡 سر در سر یار کن [همی] در همه حال صل من تهوی و لا تبال العذّال

تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز