تابشگر
مترادفها
تابنده، پرتو افکن، شعاع دهنده
متضادها
جذبکننده
فرهنگستان زبان و ادب
{radiator} [فیزیک] جسمی که به صورت ذره یا موج از خود تابش گسیل کند
ویکی واژه
جسمی که بهصورت ذره یا موج از خود تابش گسیل کند.
جمله سازی با تابشگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در فیزیک، تابشگر همسانگرد، یک تابش نقطهای یا یک منبع صوتی است. در فاصله دور، خورشید یک تابشگر همسانگرد الکترومغناطیسی است.
💡 بهعبارتی با بالا رفتن درجه حرارت، طیفهای منتشره از جسم سیاه تابشگر از گرمی به سردی متمایل میشدند.
💡 کلوین در مقابل فرورفتگی این حفره نیز دستگاهی بنام اسپکتروفتومتر قرار داد. این دستگاه میتواند طول موجهای متصاعد شده از یک منبع نور را شناسایی و ثبت کند. کلوین با به گردش درآوردن آب گرم بر روی جسم سیاه تابشگر مولکولهای منجمد جسم سیاه را وادار به حرکت کرد و اسپکتروفتومتر نیز طول موجهای متصاعد شده از گوی سیاه را در هر حرارتی ثبت میکرد.
💡 در طراحی سیستمهای گرمایشی مدرن، استفاده از تابشگرهای با راندمان بالا میتواند باعث صرفهجویی چشمگیر در مصرف انرژی و کاهش هزینهها شود.
💡 مهندسان صنایع برای کنترل دقیق دمای محیط در آزمایشگاهها، از یک تابشگر الکترونیکی بسیار پیشرفته و دقیق برای تنظیم حرارت استفاده میکنند.
💡 کارایی یک تابشگر در محیطهای سرد بستگی زیادی به کیفیت مواد سازنده و توانایی آن در توزیع یکنواخت حرارت در فضای اتاق دارد.