💡 در سال ۱۸۸۲ میلادی، بیورنستیرنه بیورنسون، در پیروزی حزب ونستره، در مجلس ملی نروژ، نقشی تعیینکننده داشت. اما این پیروزی منجر به ایجاد جوی پر تشنج و متعاقباً تصمیم وی به ترک نروژ شد. به دنبال این ناآرامیها، بیورنسون، به پاریس سفر کرد و تا مدت ۵ سال به نروژ بازنگشت.
💡 با این حال، طی ۲ دهه اخیر علاقه محافل پژوهشی به زندگی و آثار بیورنسون، روی به افزایش گذاشتهاست. سالگرد بزرگداشت بیورنسون، در سال ۲۰۱۰ میلادی، باعث بروز یک سلسله بحثهای جدید در مورد موضوعیت آثار بیورنسون در روزگار حاضر شد. برگزاری همایشهای فرهنگی، در مورد آثار بیورنسون در سرار نروژ، نشان میدهد که آثار وی، همچنان مرتبط با نروژ معاصر بوده؛ و مطالعه و تحلیل دوباره آنها
💡 متن این سرود در میان سالهای ۱۸۵۹ و ۱۸۶۸ توسط بیورنستیرن بیورنسون نوشته شد و نغمه آن را خویشاوند او ریکارد نوردراک در سال ۱۸۶۴ ساخت.
💡 سرانجام تابوت بیورنسون، به کلیسا حمل شد و در آرامگاه کلیسا در اسلو به خاک سپرده شد.
💡 در سال ۱۸۶۳ میلادی، بیورنستیرنه بیورنسون، پس از مدتی اقامت در آلمان و پاریس، به نروژ بازگشت. از این پس تولیدات ادبی وی تغییر مسیر میدهند؛ و گرایش او به چپ و جهتگیری وی نسبت به مذهب که دها سال بعد بروز میکند، شکل میگیرد. نمایشنامه ای که وی در سال ۱۸۶۴ بنابر شخصیت تاریخی ماری، ملکه اسکاتلند، نوشت، تنها نمایشنامه بیورنسون، است که ماجرای آن در خارج از مرزهای نروژ اتفاق میافتد.بیورنسون،