بیدار بختی

لغت نامه دهخدا

بیداربختی. [ بی ب َ ]( حامص مرکب ) خوشبختی. خوش طالعی. مقبلی:
کرد بیداربختیم یاری
دادم از خواب سخت بیداری.نظامی.

فرهنگ فارسی

خوشبختی ٠ خوش طالعی ٠ مقبلی ٠

جمله سازی با بیدار بختی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر زمین بیدار بختی آسمان چون من ندید هم مگر در خواب بیند بعد از این همتای من

💡 چنان بیدار بختی گشت هرمز که نتوان دید آن درخواب هرگز

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز