بکسور
مترادفها
بوکسور، مشتزن
فرهنگ معین
(بُ سُ ) [ انگ. ] ( اِ. ) مشت زن.
ویکی واژه
مشت زن.
جمله سازی با بکسور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به دلیل اینکه زئوس به مانند قویی نزد لدا آمد، بعضی مواقع تصور میشود آنها از تخم به دنیا آمدهاند. پولوکس یک بکسور نیرومند بود، و کستور یک سوارکار حرفهای. آنها در کنار هم با عنوان «دوقلوهای بهشتی» شناخته میشدند، که اغلب با صورت فلکی دوپیکر مرتبط داده میشوند.
💡 آن بکسور جوان با تمرینات بسیار سخت و روزانه، توانست در مسابقات قهرمانی کشور جایگاه ویژهای کسب کرده و به تیم ملی دعوت شود.
💡 تماشاگران با هیجان بسیار زیاد، مبارزه تنبهتن میان آن بکسور حرفهای و رقیب قدیمیاش را در سالن مسابقات تماشا میکردند.
💡 برای تبدیل شدن به یک بکسور موفق، ورزشکار باید علاوه بر قدرت بدنی، انضباط شخصی و استراتژیهای ذهنی بسیار قویای داشته باشد.