بوستانی

لغت نامه دهخدا

بوستانی. ( ص نسبی ) منسوب به بوستان است:
ای سرو بلند بوستانی
در پیش درخت قامتت پست.سعدی.رجوع به بوستان و بستانی شود. || ( اِ ) نوعی از شمشیر یمانی است: چهارم آنکه ساده باشد و اندک مایه اثر جو دارد و درازی او سه بدست و چهار انگشت پهنا دارد و گوهر وی بسیاهی زند، آنرا بوستانی خوانند. ( نوروزنامه چ اوستا ص 86 ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- منسوب به بستان بوستانی: گیاه بستانی. ۲- باغبان.

جمله سازی با بوستانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نمی گویم که بود از قد وبالا سرو بستانی کجا کی بوستانی را بودسروی چنان رعنا

💡 میان دجله و جیهون جهانی‌ست ولیکن شاه را چون بوستانی‌ست

💡 او فرزند ارشد رفیق حریری نخست‌وزیر سابق لبنان و همسرش نیدا بوستانی است.

💡 بر پایهٔ نظرسنجی انجام شده مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه‌ای همشهری، بوستان ملت نخستین بوستانی است که یک شهروند تهرانی به یک میهمان غیر تهرانی معرفی می‌کند.

💡 خیال قد سروآساش چون در چشم من بنشست مرا بر جویبار دیده سرو بوستانی بود

💡 بوستانی بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۸ سفیر برزیل در بریتانیا بود و پس از مدتی که سفیر برزیل در فرانسه بود، اکنون بازنشسته است.

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز