لغت نامه دهخدا
جیهون. [ ج َ ] ( اِخ ) جیحون. نام رود معروف در ترکستان، آنرا بفارسی آمودریا و در زمان قدیمتر وخشاب میگفتند که به یونانی همین کلمه ایرانی را به شکل اوخسوس بر آن اطلاق کردند. ( از فرهنگ شاهنامه ولف ). رجوع به جیحون شود.
جیهون. [ ج َ ] ( اِخ ) جیحون. نام رود معروف در ترکستان، آنرا بفارسی آمودریا و در زمان قدیمتر وخشاب میگفتند که به یونانی همین کلمه ایرانی را به شکل اوخسوس بر آن اطلاق کردند. ( از فرهنگ شاهنامه ولف ). رجوع به جیحون شود.
جیحون نام رود معروف در ترکستان آنرا بفارسی میگفتند که به یونانی همین کلمه ایرانی را بشکل اوخسوس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترکستان باختری یا ترکستان خوارزم دربردارنده بخشهایی از فرارود و خوارزم بوده است که هماکنون در کشورهای ترکمنستان، ازبکستان و... جای گرفتهاست. این بخش در باختر رود جیهون، خاور دریاچه خزر و جنوب دریاچه آرال جای گرفته است.
💡 چو آمد با سپاه از مرو بیرون زمین گفتی روان شد همچو جیهون
💡 انگشترهایی که از این دوره به دست آمدهاند و تزیین آنها، بنا به اظهار گیرشمن، از هنرهای نمادین در معماری الهام گرفته شدهاست. ار جمله انگشتری که روی آن گاو بالدار با سر انسان نقش شده و مربوط به گنجینهٔ جیهون است یا انگشتری که فرشته بالدار با دمی شبیه نیش عقرب روی آن حک شدهاست.