بهشتی روی
متضادها
جهنمی روی
لغت نامه دهخدا
بهشتی روی. [ ب ِ هَِ ] ( ص مرکب ) کنایه از خوب رو. ( رشیدی ) ( آنندراج ). کنایه از خوش صورت و خوب رو. ( برهان ). کنایه از ساده رو چرا که در بهشت همه مردان سوای پیغمبر ما ( ص ) ساده رو و در حالت نوجوانی خواهند بود. ( غیاث ) ( آنندراج ). خوشروی و جمیل و زیبا. ( ناظم الاطباء ). بهشتی رو. خوبروی. زیبا. جمیل. ( فرهنگ فارسی معین ):
گمان مبر که به روی تو ای بهشتی رو
نگه بچشم خیانت کنم معاذ اﷲ.سوزنی.در آن صحرا که او خواهد بتازید
بهشتی روی را قصری بسازید.نظامی.نه آنچنان بتو مشغولم ای بهشتی روی
که یاد خویشتنم در ضمیر می آید.سعدی.به هر محفل بهشتی روی من منزل کجا گیرد
که از رضوان بهشت جاودان را رونما گیرد.صائب ( از آنندراج ).و رجوع به بهشتی رخ و بهشتی سیما شود.
فرهنگ فارسی
( بهشتی رو ی ) ( صفت ) خوبروی زیبا جمیل.
جمله سازی با بهشتی روی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زاهدی را کان بهشتی روی باشد در نظر در زمستان صائب از محراب گل می آورد
💡 از فروغ حسن، می گردد دل فولاد آب آن بهشتی روی، کوثر می کند آیینه را
💡 چه آتشی تو نمیدانم ای بهشتی روی که ذوق گریه عشق تو کرد آب مرا
💡 بهشتی روی اگر در گلشن آید تو پنداری که این خلدست و آن خور
💡 خوشم به گریه خونین که آن بهشتی روی سرشک تلخ مرا سلسبیل می داند
💡 گفتگوی آن بهشتی روی را بر لب میار تا نشویی صائب از سرچشمه کوثر زبان
💡 وقتی آن دختر با آن بهشتی روی و لبخندی که نور میتاباند وارد مجلس شد، همه حاضران برای لحظهای از صحبت کردن بازماندند و به زیبایی او خیره شدند.
💡 او همیشه در اشعار خود از آن بهشتی روی یاد میکرد که گویی فرشتهای از آسمانهای بلند بر روی زمین آمده تا دلهای رنجور انسانها را شاد کند.
💡 در میان انبوه جمعیت، او را با آن بهشتی روی و نگاهی که آرامش را به قلبها میداد، به راحتی میشد شناخت و از دور تشخیص داد.