بن بسته

لغت نامه دهخدا

بن بسته. [ بُم ْب َ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب، ص مرکب ) بن بست:
غار بن بسته بود کس نه پدید
عنکبوتان بسی مگس نه پدید.نظامی ( هفت پیکر ص 352 ).دل مرا ز خم زلف او رهائی نیست
به در کوچه بن بسته هیچکس نزده ست.صائب ( از آنندراج ).و رجوع به بن بست شود.

جمله سازی با بن بسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل مرا ز خم زلف او رهایی نیست بدر ز کوچه بن بسته هیچ کس نزده است

💡 همی گویم که از پیشت گذر نیست ترا زین کوی بن بسته خبر نیست

💡 عروسی بکر بین با تخت و با تاج سرو بن بسته در توحید و معراج

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز