بلاخ

لغت نامه دهخدا

بلاخ. [ ب ِ ] ( ع ص ) کلان سرین: نسوة بلاخ؛ زنان کلان سرین. ( از منتهی الارب ). عجزداران از زنان. ( از ذیل اقرب الموارد از قاموس ).
بلاخ. [ ب ُ ] ( ع اِ ) درخت هندیان. ( منتهی الارب ). درخت سندیان. ( از اقرب الموارد ). سندیان، و آن درختی است و کدین گازران از آن کنند.( یادداشت مرحوم دهخدا ). بَلخ. و رجوع به بلخ شود.

فرهنگ فارسی

درخت هندیان ٠ درخت سندیان ٠ سندیان و آن درختی است.

جمله سازی با بلاخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در نمایش کره‌ی بلاخ، این دروازه به صورت یک دوران به اندازه‌ی

خیلی کم یعنی چه؟
خیلی کم یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز