بشنودن

لغت نامه دهخدا

بشنودن. [ ب ِ ش ِ دَ / ب ِ دَ ] ( مص ) شنیدن. بشنیدن. شنودن:
ز اختر بد و نیک بشنوده بود
جهان را چپ و راست پیموده بود.فردوسی.شیر سخن دمنه بشنود. ( کلیله و دمنه ). و رجوع به بشنیدن، شنیدن و شنودن شود.

فرهنگ فارسی

شنیدن ٠ بشنیدن ٠ شنودن ٠

جمله سازی با بشنودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چیست شرط ره سخن بشنودن است مردهٔ پیر مربی بودنست

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز