بشنودن

مترادف‌ها

شنیدن، گوش دادن

متضادها

نشنیدن

لغت نامه دهخدا

بشنودن. [ ب ِ ش ِ دَ / ب ِ دَ ] ( مص ) شنیدن. بشنیدن. شنودن:
ز اختر بد و نیک بشنوده بود
جهان را چپ و راست پیموده بود.فردوسی.شیر سخن دمنه بشنود. ( کلیله و دمنه ). و رجوع به بشنیدن، شنیدن و شنودن شود.

فرهنگ فارسی

شنیدن ٠ بشنیدن ٠ شنودن ٠

جمله سازی با بشنودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چیست شرط ره سخن بشنودن است مردهٔ پیر مربی بودنست

💡 بشنودن صدای آرام و دلنشین طبیعت در دل جنگل‌های انبوه، تجربه‌ای است که می‌تواند هر انسانی را با آرامشی عمیق روبرو کند.

💡 بشنودن سخنان ارزشمند خردمندان در جلسات علمی، می‌تواند دیدگاه‌های جدیدی را برای دانشجویان فراهم آورد و مسیر موفقیت آن‌ها را هموار سازد.

💡 بشنودن موسیقی کلاسیک در یک شب بسیار آرام، راهی بسیار عالی برای کاهش استرس و بازگشت به آرامش روانی پس از کار است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران