برون کشیدن

لغت نامه دهخدا

برون کشیدن. [ ب ِ / ب ُ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) بیرون کشیدن. بدرآوردن. استخراج:
آنکو ز سنگ خارا آهن برون کشد
نسکی ز کف او نتواند برون کشید.منجیک.سر مایه کرد آهن آبگون
کز آن سنگ خارا کشیدش برون.فردوسی.

فرهنگ فارسی

بیرون کشیدن بدر آوردن.

جمله سازی با برون کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش از برون کشیدن و حنجر بریدن آه خنجر چرا به پهلوی قاتل درون نشد

گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز