لغت نامه دهخدا
برون سرایی. [ ب ِ / ب ُ س َ ] ( ص نسبی ) منسوب به برون سرا:
محک مشاهد حال است عاقلان دانند
که سکه درم من برون سرایی نه.نزاری قهستانی.افسانه موعظت سرایان
نقدی است ولی برون سرایی.نزاری قهستانی.
برون سرایی. [ ب ِ / ب ُ س َ ] ( ص نسبی ) منسوب به برون سرا:
محک مشاهد حال است عاقلان دانند
که سکه درم من برون سرایی نه.نزاری قهستانی.افسانه موعظت سرایان
نقدی است ولی برون سرایی.نزاری قهستانی.
منسوب به برون سرا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افسانه ی موعظت سرایان نقدی ست ولی برون سرایی
💡 بیگانه شو از برون سرایی با جوهر خود کن آشنایی