لغت نامه دهخدا
برون سرا. [ ب ِ / ب ُ س َ ] ( اِ مرکب ) بیرون سرا. بیرون سرای. || زری که در غیر دارالضرب و ضرابخانه سکه کرده باشند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). پول قلب و بد که در غیر دارالضرب سکه زده باشند.
برون سرا. [ ب ِ / ب ُ س َ ] ( اِ مرکب ) بیرون سرا. بیرون سرای. || زری که در غیر دارالضرب و ضرابخانه سکه کرده باشند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). پول قلب و بد که در غیر دارالضرب سکه زده باشند.
ویژگی پول قلبی که در خارج از ضراب خانه سکه می زدند.
( اسم ) زری را گویند که در غیر ضرابخانه سکه زده باشند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زن درون بردش از برون سرای بر کنار بساط کردش جای
💡 برون سرا روستایی از توابع بخش کوهستان شهرستان تنکابن در استان مازندران ایران است.
💡 درون حلقه که سهل است، کز برون سرای چو حلقه گوش بنودش بحلقه اسرار
💡 بفرمود تات در برون سرای نمودند رخشان درفشی به پای